آنتوریوم به قلم اقلیما نائینی
پارت چهارده :
صادقی چرخید و خصمانه بهارهای که درخودش جمع شده و نگران به در نگاه میکرد را پایید. بهاره با دیدن نگاه خیره و سنگین او، چشم از در گرفت و سرش را پایین انداخت.
- خاله کوهیار رفته بیرون از شهر خودت که میدونی. مگه ازت خداحافظی نکرد؟ بذار بیام داخل بعدش زنگ میزنیم کوهیار اونم میاد.
لای در را کمی باز کرد. آنقدر که چراغ زرد رنگی که درون اتاق را روشن کرده بود ردی بر پارکتهای کرمی بینداز
مطالعهی این پارت حدودا ۱۰ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۷۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

اقلیما نائینی | نویسنده رمان
من نویسنده مهربونیم خیالت راحت😔😂❤️
۲ ماه پیشفن همه
0الان دیگه قشششششششنگ واقعا خیالم راحت شدا🤪🤪🤪🤪🤪🤣🤣🤣🤣
۲ ماه پیشوکیلی
0مادرش مسلمامیاد
۲ ماه پیشافسون
1خوب عزیزم مهتاب و که تو دل کتی جون جا کردی ببین حالا بادل بقیه چه ها کردی های های🤣🤣 الهی همدم میخواد ها آب در کوزه ما تشنه لبان میگردیم یار در خانه و ما گرد جهان میگردیم آقا کوهیار میم بده😅🥰😍
۳ ماه پیش
اقلیما نائینی | نویسنده رمان
مهتاب تو دل بروئه تو دل همه جا میشه از جمله جناب کوهیار😌🧚♀️
۲ ماه پیشفرشته
0هر کلمه ی این رمان دل می بره خب😍❤️ شاهکاری بی نظیر و جذاب و به یاد موندنی😍❤️ بهترینی بانو جانم❤️
۲ ماه پیش
اقلیما نائینی | نویسنده رمان
ممنونم ازت فرشته جانم قطعا که تمومش لطف و محبت شماست❤️
۲ ماه پیش
اقلیما نائینی | نویسنده رمان
ممنونم ازت فرشته جانم قطعا که تمومش لطف و محبت شماست❤️
۲ ماه پیشفرشته
0رمانی دوست داشتنی و خاص و دلبر😍❤️
۲ ماه پیشطرفدار
0وای خیلی قشنگه ممنون از قلم زیباتون ❤️
۳ ماه پیشسعادت
0عالی و بی نظیر خدا قوت قلمت مانا عزیزم 🌸🌸🌸🌸
۳ ماه پیشاکرم بانو
0اونجاش که گفت نکنه دوست دختر این مارمولکی،فک کردم کوهیارو میگه،نگو کوهیار جلوی مادرش الهه ی پاکی هاست😂😂😂
۳ ماه پیشپرمیس
0حتمااون پسر خیلی خوبیه
۳ ماه پیشافسون
0به نظرم اگه بفهمه یه جماعتی به خصوص باربد جون نتونستن و نگه دارن خانم خونش و باید بیاد 😁
۳ ماه پیشافسون
0به نظرم اگه بفهمه یه جماعتی به خصوص باربد جون نتونستن و نگه دارن خانم خونش و باید بیاد 😁
۳ ماه پیشافسون
0به نظرم اگه بفهمه یه جماعتی به خصوص باربد جون نتونستن و نگه دارن خانم خونش و باید بیاد 😁
۳ ماه پیشالی
0خیلی قشنگ بود آفرین به مهتاب خوب تونست کمکش کنه.
۳ ماه پیشفاطیما
1عالی بود مرسی از قلم زیبا و جذابتون بانو جان ❤️ ❤️❤️
۳ ماه پیشراز
4چرا این قلم انقده قشنگه میگم بانو کاش پارت بیشتری میزاشتین دلمون تنگ میشه خب
۳ ماه پیش
اقلیما نائینی | نویسنده رمان
عزیزمم قشنگی از خودتونه❤️ روزهای پارتگذاریکه مشخصه اما چشم سعی میکنم این بین پارت هدیه هم بذارم که جبران محبتهاتون باشه
۳ ماه پیشراز
1مرسی مرسی میبوسمت
۳ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

فن همه
0روند داستان رو دوست دارم ولی ازاون طرفم میترسم اینجوری که یواش وگل وبلبل که میگذره درادامه نویسنده عزیز از دماغمون در بیاره🙄🙄🙄🙄🤣🤣🤣😍😍